شعر تابستان

شعر تابستان

 

فصل تابستان است

سایه ای می جویم

سایه ای پر الفت

کوچه ها گرم کلام

خانه ها گرم سخن

 

***شعر تابستان***

 

کودکی با شادی

روی خاک نمناک

کلبه ای می سازد

کلبه ای بی سرما

 

***شعر تابستان***

 

ان طرف تر

دخترک می دوزد

لباس از جنس خیال

و عروسک پشت ویترین مغازه

چشمکی می زند به دنبال لباس

 

***شعر تابستان***

 

این طرف تر

در خیابان گنجشکی افتاده بی غذا

فصل تابستان است

می نویسم شعری

از زبان سهراب

و خدایی که در این نزدیکی است ...

شاعر: هستی شمس

اطلاعیه

از همکارانی که در فراخوان مسابقات گروه های استان شرکت نموده اند تشکر می کنیم .

ضمنا همکاران زیر در مسابقات حائز رتبه گردیده اند که به آنها تبریک عرض می کنیم ک

خانم فریبا شفیعی با تولید نرم افزار طوطی و بقال

خانم فاطمه تفنگدار با ارائه مقاله با موضوع طنز

تبریک روز زن


خلاصه مجمع سوم

800x600

مجمع سوم در تاریخ 9/2/91 راس ساعت 13 آغاز شد . ابتدا آیاتی از کلام الله مجید تلاوت شد  و بعد از آن هفته و روز معلم به همکاران تبریک گفته شد .

گزارشی از فعالیت های  انجام شده در طول سال تحصیلی توسط خانم شفیعی  ارائه شد . خانم شریف زاده نیز در مورد « قواعد طرح سوالات امتحانی و تصحیح پاسخنامه » مطلبی را خواندند و توضیحاتی در مورد طرح سوال داده شد و در ضمن قالب مشخصی برای طرح سوالات خرداد ماه 91 برای دبیران گروه ادبیات فارسی در نظر گرفته شد و قرار شد که سوالات همکاران بر طبق این قالب طراحی و به گروه ارسال گردد. جلسه با نقد ادبی  شعر نو و شعر های اخوان ثالث توسط خانم طاهره تفنگدار ادامه پیدا کرد و نقد بسیار جالبی از شعر « باغ بی برگی » انجام توسط ایشان انجام شد .در ادامه از همکارانی که در فراخوان های استان و گروه شرکت نموده بودندو امتیاز کسب کرده با اهدا هدیه  وتشویقی تقدیر شد . در آخر رای گیری سرگروه آینده انجام شد.



برگزاری مجمع سوم گروه ادبیات فارسی

مجمع سوم روز 91/2/9 راس ساعت 13 الی 15 در مرکز تحقیقات شهرستان برخوار برگزار می گردد حضور کلیه همکاران در این مجمع الزامی می باشد.

با تشکر

کلمات عود - بربط - رود

کلمات "عود- بربط و رود" بارها در کتاب های ادبی دبیرستان تکرار شده که برای فراگیران سوال برانگیز است.بنده هم در این باره مطلبی فراهم کرده ام که امیداوارم مورد استفاده قرار بگیرد.با تشکر.
بَربَط یا عود یا رود سازی زهی است که در خاورمیانه و کشورهای عربی رایج است و از قدیمی‌ترین سازهای شرقی به شمار می‌رود. درباره تاریخ پیدایش و خاستگاه این ساز، نظرات متفاوتی وجود دارد. عده‌ای با استناد به تصاویر حجاری شده، ریشه آن را در هند و برخی دیگر بلخ را خاستگاه آن می‌دانند. البته گسترش این ساز در میانه عصر اشکانی و سراسر عصر ساسانی در ایران، باعث شده بسیاری آن را سازی ایرانی بدانند.[۱]

.
در حقیقت سومری‌های باستان نخستین مردمی هستند که در آثار به جای مانده از آن‌ها ردپایی از این ساز در دیده می‌شود. ساز عود در ایران پیش از اسلام به نام بربط شناخته می‌شد و پس از سومری‌ها و در دوران هخامنشیان رواج داشته‌است. این ساز در عهد ساسانی بیش از همه ادوار رواج داشته‌اس

چون سطح ساز بربط از چوب پوشیده شده بود، اعراب آن را عود نامیدند.(العود در زبان عربی به معنای چوب است).
بربط امروزه نقش بسیار کمتری در موسیقی ایرانی دارد. عود عربی بر خلاف بربط ایرانی از اصلی‌ترین سازهای موسیقی عربی است. این ساز پس از اینکه به اروپا برده شد، نام لوت بر آن نهادند. واژه لوت از نگارش کلمهٔ العود به وجود آمده و به تدریج به لوت تبدیل شده است.
خود کلمهٔ بربط در واقع از دو کلمهٔ "بر" و بط" ساخته شده یعنی "مانند بط" و بط به معنی مرغابی است. در کل شکل این ساز به مرغابی تشبیه شده چون سینهٔ جلو داده و گردن کوچکی دارد. دیدگاه دیگر این واژه را برگرفته از نام "باربد" نوازندهٔ رود در دربار خسرو پرویز می‌داند

خانم خلجی

شعر مادر

بیمارم ،مادر جان!
میدانم،میبینی
میبینم،میدانی
میترسی،میلرزی
از کارم،رفتارم،مادر جان!
میدانم ،میبینی
گه گریم،گه خندم
گه گیجم،گه مستم
و هر شب تا روزش
بیدارم،بیدارم،مادر جان!
میدانم،میدانی
کز دنیا ، وز هستی
هشیاری ،یا مستی
از مادر،از خواهر
از دختر،از همسر
از این یک، وآن دیگر
بیزارم،بیزارم،مادر جان!
من دردم بی ساحل.
تو رنجت بی حاصل.
ساحر شو،جادو کن
درمان کن،دارو کن
بیمارم،بیمارم،بیمارم،مادر جان

 مهدی اخوان ثالث

سوال درس ادبیات فارسی تخصصی 1و2

نمونه سوال از خانم مالوردی

ادامه مطلب را کیلیک کنید...

ادامه نوشته

سولات درس زبان فارسی 3 خانم تفنگدار

ادامه مطلب را کیلیک کنید...
ادامه نوشته

روز معلم گرامی

هفته معلم گرامی

 

سخن نخست

وقتی به کلاس قدم می گذارد، بهار با نسیم نفس هایش می شکفد و گل و لبخند و زمزمه، فضا را پر می کند. با او آسمان می بارد، چشمه می جوشد، نسیم می وزد و آفتاب سفره مهربان خویش را می گشاید. از خانه تا مدرسه، با هر گام، بهشت نزدیک تر می شود. نگاهش خانه مهربانی است و قلبش مهربان تر از آب. دل ها را به طراوت و پاکی و پاکیزگی می خواند. دست های گرم و صمیمی اش، مشق عشق می نویسد. سرانگشت او افق های روشن فردا را نشان می دهد واشاراتش، آن سوی پرده های خاک و ملکوت پاک خدا را. وسعت شفاف قلب ها، قلمرو اوست و کشتزار جان دانش آموزان تفرّجگاه خرمی او.

رسالت معلم

رسالت راستین معلم و رسالت پاک انبیاست. معلم، آنگاه که جز انسان سازی و کمال بخشیدن هدفی ندارد، همسایه انبیاست. رسول راستی و درستی و سفیر صداقت و سرفرازی است. معلم کسی است که تشنگان معرفت و دانش را به آب حیات می رساند. خدا معلم است و 124 هزار رسول. همه اولیا و پاکان و برگزیدگان، که قله های آفتابی و دور دست های روشن را فرا چشم انسان می نشانند. معلم اند اگر ما قدردان معلم نباشیم، خوبی، زیبایی، عظمت و فضیلت رانادیده گرفته ایم

ادامه مطلب را کیلیک کنید.


 

ادامه نوشته

بزرگداشت سعدی شیرازی

به مناسبت اول اردیبهشت سالروز بزرگداشت سعدی شیرازی ، استاد سخن

 

سعدی در شیراز دیده به جهان گشود. خانواده‌اش از دین‌آموختگان بودند و پدرش در دستگاه دیوانی اتابک سعد بن زنگی، فرمانروای فارس شاغل بود. پس از درگذشت پدر، سعدی که هنوز نوجوان بود، به توصیه اتابک برای ادامه تحصیل عازم بغداد شد و در مدرسه مشهور نظامیه و دیگر حوزه‌های علمی آن شهر به دانش‌آموزی پرداخت. تا ۶۲۳ (هجری قمری) (۱۲۲۶ (میلادی)) سعدی به عنوان طالب علم در بغداد ماند و از محضر استادانی چون شیخ ابوالفرج جوزی و شیخ شهاب‌الدین سهروردی بهره برد. پس از دانش‌آموختگی تصمیم به ترک بغداد گرفت ولی چون ایالت فارس ناامن و محل تاخت و تاز مغولان بود، به شیراز بازنگشت و برای حج گزاردن و جهانگردی یک رشته سفرهای طولانی را در پیش گرفت. سعدی دریچه بزرگی از انسانیت را به روی جهان گشود . پند ها و آموزه های او را میتوان برای همه انسانهایی که جویایی درست زندگی کردن هستند بکار برد . امروزه نیز بر سردرب سازمان ملل این سخن ابدی سعدی بزرگوار نقش بسته است که مایه مباهات ایران و ایرانی در جهان شده است :

بنی آدم اعضای یکدیگرند               که در آفرینش زیک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار             دگر عضوها را نماند قرار

در این که سعدی از چه سرزمین‌هایی دیدن کرده میان پژوهندگان اختلاف نظر است و به حکایات خود سعدی هم نمی‌توان چندان اعتماد کرد، زیرا بسیاری از آنها پایه نمادین و اخلاقی دارند نه واقعی. مسلم است که شاعر به عراق، شام و حجاز سفر کرده است و شاید از هندوستان، ترکستان، آسیای صغیر، غزنه، آذربایجان، فلسطین، یمن و افریقای شمالی هم دیدار کرده باشد. او در این سفرهای سخت ماجراهای بسیار از سر گذراند که اسارتش به دست فرانک‌ها و بردگی در کار ساختمان برج و باروی شهر طرابلس از آن جمله است.

پس از حدود سی سال جهانگردی، وقتی سعدی به زادگاه خود بازگشت، مردی کهنسال بود (۱۲۵۵ (میلادی)) و ابوبکر بن سعد بن زنگی بر فارس حکومت می‌کرد. سال‌های باقیمانده عمر سعدی به موعظه و نگارش گذشت. با استفاده از تجربه‌ها و آموخته‌هایش کتاب بوستان را در سال ۶۵۵ (هجری قمری) (۱۲۵۷ (میلادی)) به نظم، و گلستان را در سال ۶۵۶ (هجری قمری) (۱۲۵۸ (میلادی)) به نظم و نثر نگاشت.

 سخنان سعدی شیرازی گنج بزرگی از آزادگی ، انسانیت و منش نیک است که برای آیندگان ایران و حتی نسل بشریت باقی مانده است . همچنانکه پیش از سعدی ، فردوسی بزرگ نیز این پندها و آموزه ها را برای جهان باقی گذاشت .

گلستان سعدی نام کتابی ارزشمند است که سعدی در میانه‌های عمر و یک سال پس از نوشتن بوستان (کتاب نخستش) آن را به نثر روان فارسی نوشت. از نثرهای روان، و بی‌مانند گلستان است که آن را استاد سخن می‌دانند. سعدی در همان ابتدا و در دیباچه‌ گلستان، کتاب خود را با نثری آغاز می‌کند که به واقع نشان دهنده چیرگی او در سخنوری و دانش او در واژه گزینی فارسی است. رفتار شاهان، منش درویشان، مزایای سکوت، جوانی و پیری از جمله موضوعاتی است که سعدی در هشت باب گلستان از آنها سخن می‌راند. پایان یافتن گلستان به دست سعدی برابر است با زمانی که مغولان به وسیله هلاکوخان موفق به فتح بغداد شدند

 

سر ان ندارد امشب که براید افتابی         چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند      همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی
دل همچو سنگت ای دوست به اب چشم سعدی  عجب است تگر نگردد که بگردد اسیابی
بر ای گدای مسکین و دری دگر طلب کن   که هزار بار گفتی و نیامدت جوابی

تبریک بزرگداشت روز عطار نیشابوری

عطار در نگاه دیگران

وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینه عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخوردار بوده‌است؛ چنانکه مولوی درباره او می‌فرماید:

هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم

ماجرای شهادت عطار از غم‌انگیزترین رخدادهای روزگار است که در روان خواننده اثری دردناک به جای می‌گذارد. تذکره‌نویسان در این خصوص نگاشته‌اند که: پس از تسلط چنگیز خان مغول بر بلاد خراسان شیخ عطار نیز به دست لشکر مغول اسیر گشت. گویند مغولی می‌خواست او را بکشد، شخصی گفت: این پیر را مکش که به خون‌بهای او هزار درم بدهم. عطار گفت: مفروش که بهتر از این مرا خواهند خرید. پس از ساعتی شخص دیگری گفت: این پیر را مکش که به خون‌بهای او یک کیسه کاه ترا خواهم داد. شیخ فرمود: بفروش که بیش از این نمی‌ارزم. مغول از گفته او خشمناک شد و او را هلاک کرد.

روز بزرگداشت عطار را به همکاران گرامی تبریک عرض می کنیم

گروه ادبیات فارسی شهرستان برخوار

مجمع دوم استان

در تاریخ 91/1/26 ساعت ۱۵.۳۰ گردهمایی با موضوع  :

«نگاهی به نقد اشعار کتب درسی »در مرکز تحقیقات استان خیابان شمس آبادی انجام می شود.

تبریک سال نو

سوالات عروض و قافیه

سوالات عروض و قافیه همراه پاسخنامه

ادامه مطلب را کیلک کنید

ادامه نوشته